هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
319
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
مىشود ؟ سرانجام نظرشان بر اين قرار گرفت كسى را بنزد پيامبر بفرستند تا دربارهء شروطى كه ايشان بر آن همداستان شدهاند با او گفتگو كند و از وى در پذيرش آن شروط نوشتهاى بگيرد . ( 1 ) و توافق كردند كه بزرگشان عبد ياليل به اين مأموريت برود . او از پذيرفتن اينكه به تنهائى بنزد پيامبر ( ص ) برود خوددارى نمود . وى مىترسيد با او همان كنند كه هنگامى كه عروة بن مسعود ايشان را به اسلام فراخواند با او كردند . پس از گفتگوهائى كه چند روز به درازا كشيد ، با فرستادن هيئتى مركب از شش تن از رهبرانشان كه نمايندگان قبايل ثقيف بودند موافقت كردند . آنان ، عثمان بن ابى العاص از بنى يسار ، اوس بن عوف از بنى سالم ، نمير بن خدشة بن ربيعه از بنى حارث ، عبد ياليل ، حكم بن عمرو ، ابن وهب بن معتب و شرحبيل بن غيلان بن سلمة بن معتب بودند . اين سه تن اخير به يك قبيله منسوب بودند . رياست هيئت نيز با عبد ياليل بود . آن هيئت از طائف به سوى مدينه روانه شد . پيش از ورود به مدينه در يكى از نقاط حومهء آن توقف كردند و در آنجا با مغيرة بن شعبه كه ثقيفى بود و بنا به نوبتش شتران پيامبر را مىچراند برخورد كردند و او را از تصميم خويش آگاه ساختند . وى شتران را به ثقيفيان سپرد و با شتاب رفت تا پيامبر را از آمدن آن هيئت آگاه سازد . در راه به ابو بكر برخورد و او را آگاه ساخت كه ثقيف به مدينه آمده مىخواهند اسلام بياورند . ابو بكر تمايل پيدا كرد خودش اين خبر را به پيامبر برساند و به مغيره گفت : ترا به خدا سوگند مىدهم در رفتن به نزد پيامبر بر من پيشى نگيرى تا من نخستين كسى باشم كه او را از خواستهء آنان آگاه مىكنم . مغيره نيز درخواست او را پذيرفت . ( 2 ) ابو بكر به نزد پيامبر ( ص ) آمد و او را از آمدن ثقيفيان آگاه ساخت . مغيره نيز به نزد هيئت بازگشت و ايشان را از آنچه گذشته بود آگاه نمود و نحوهء سلام كردن اسلامى را نيز به ايشان آموخت . هنگامى كه هيئت ثقيف وارد مدينه شدند ، پيامبر ايشان را در محلى بيرون مسجد جا داد . نمايندهء ميان ثقيف و پيامبر ، خالد بن سعيد بن عاص بود . ايشان خواستند براى اسلام